تبليغاتX
موسسه یاوران تون - شعر

موسسه یاوران تون

انجمن دانشجویان و دانش آموختگان شهرستان فردوس

شعر

شعر از: دکتر محمدرضا شفيعی کدکنی 


در آينه، دوباره نمايان شد:
با ابر گيسوانش در باد
باز آن سرودِ سرخ اناالحق
وردِ زبان اوست. 


تو در نمازِ عشق چه خواندی؟ -
که سال‌هاست
بالایِ دار رفتی و اين شحنه‌های پير
از مرده‌ات هنوز
پرهيز می‌کنند. 

نامِ تو را به رمز،
رندانِ سينه‌چاکِ نشابور
در لحظه‌های مستی
- مستی و راستی -
آهسته زير لب
تکرار می‌کنند. 


وقتی تو،
روی چوبه‌ی دارت،
خموش و مات
بودی،
ما:
انبوهِ کرکسانِ تماشا،
با شحنه‌های مامور:
مامورهای معذور،
همسان و همسکوت
مانديم. 

خاکستر تو را
باد سحرگهان
هر جا که برد،
مردی ز خاک روييد. 


 

در کوچه باغ‌های نشابور،
مستانِ نيم‌شب، به ترنم،
آوازهای سرخ تو را
باز
ترجيع‌وار زمزمه کردند. 
نامت هنوز وِرد زبان‌هاست. 

+ نوشته شده در  ساعت 19:6  توسط یحیی باقی زاده  |